السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

26

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

سه‌گانه گفت : من از آنچه شما مىپرستيد بيزارم ، من روى خود را به جانب خالق آسمانها و زمين مىكنم ، در حالى كه در عبادت او خالصم و از مشركين نمىباشم ، و همانا ابراهيم هدفش از آن سخنان ، ابطال دين آنها و اثبات يكتاپرستى بود ، تا آنها بفهمند ، زهره و ماه و خورشيد استحقاق عبادت ندارند و همانا عبادت شايسته خالق آنها و خالق همه آسمانها و زمين است و اين همان حجّت ابراهيم بر عليه قوم اوست كه خداوند به او الهام كرده و فرمود : ( اين حجّت ماست كه آن را به ابراهيم داديم [ 1 ] ) پس مأمون گفت : به خدا قسم كه شما اى پسر رسول خدا ، حق مطلب را درك كرده‌ايد ، پس مرا از قول ابراهيم خبر دهيد كه گفت : ( پروردگارا به من بنما كه چگونه مردگان را زنده مىسازى ، فرمود : آيا ايمان ندارى ؟ گفت بله و ليكن براى آنكه قلبم اطمينان بيابد [ 2 ] ) امام رضا ( ع ) فرمود : بدرستى كه خداى تعالى به ابراهيم وحى كرد كه من از ميان بندگانم خليلى برگزيده‌ام كه اگر از من بخواهد مردگان را زنده كنم ، او را اجابت خواهم كرد ، پس ابراهيم با خود گفت : بلكه من آن خليل باشم ، پس گفت : پروردگارا به من بنما كه چگونه مردگان را زنده مىسازى و چون خطاب رسيد كه مگر ايمان ندارى ؟ گفت : آرى ايمان دارم ولى مىخواهم قلبم بر خليل بودن اطمينان بيابد ، خطاب رسيد : چهار پرنده را برگير و آنها را ذبح و تكه تكه نما و هر جزء از آنها را بر قله كوهى قرار بده و آنگاه آنها را بخوان ، همه بسرعت بسوى تو مىآيند و بدان كه خدا عزيز و حكيم است ، پس ابراهيم يك كركس و يك مرغابى و يك طاوس و يك خروس را بگرفت و ذبح و تكه تكه كرد و آنها را بهم آميخت و هر جزء را بر سر كوهى كه در آن اطراف بود قرار داد و سپس منقار آنها را ميان انگشتان خود قرار داد و آنگاه آنها را به نام فرا خواند و نزد هر يك دانه و آبى قرار داد سپس با چشم خود مشاهده كرد كه آن اجزاء مخلوط شده يك به يك بهم پيوستند تا مرغ كاملى درست شد و هر مرغى به خوردن آب و دانه مشغول گشت و همگى گفتند : اى نبىّ خدا ، خداوند تو را زنده سازد كه ما را زنده ساختى ، آنگاه ابراهيم گفت : بلكه خداست كه زنده مىكند و مىميراند و بر هر چيز تواناست . مأمون گفت : آفرين بر تو اى ابا الحسن ! پس مرا خبر بده از قول خداى عزّ و جل

--> [ 1 ] سوره انعام ، آيه 83 . [ 2 ] سوره بقره ، آيه 260 .